محمد على شاه آبادى

83

شذرات المعارف ( فارسى )

موقع اجرا گذارده و كفار را در امتعه آنها كشته و به ترك مخالطه و مراوده بر آنها خشم نماييم و حس حاجت را منظم عالم خود گردانيده و در اين مقام برآييم كه امتعه مسلمين را مغتنم و حوائج را به خود آنها و در خود آنها اداره نماييم . « 1 »

--> ( 1 ) . پس از آنكه راز موفقيت و بىنيازى و سرفرازى را در كسب دانش و بهره‌گيرى از آن در مقام عمل بيان كردند و در پى آن ، علت عقب‌ماندگى ملت‌ها را در جهالت و قناعت به زندگى مذبوحانه مىدانند ، چنين مىفرمايند : جاى بسى شگفتى است كه برخى از نادانان و كسانى كه در خواب غفلت فرورفته‌اند چنين اظهار مىكنند و از اينكه ريزه‌خوار خوان بيگانگان هستند و نيازمندىهاى آنان از طريق فرآورده‌هاى صنعتى ايشان تأمين مىشود ، شكرانه بجا آورند و مىگويند خدا را شكر كه اين نامسلمانان را در خدمت ما گمارده و زحمت تأمين نيازمندىهاى صنعتى ما را برعهده ايشان بار كرده و آنان را باركش ما قرار داده و ما بدون آنكه رنجى تحمل كنيم ، به آنچه نيازمنديم دست مىيابيم ؛ ولى هرگز به خود اجازه نمىدهند تا اندكى بينديشند و با ديده انصاف بنگرند كه درست مطلب عكس آن است كه ايشان تصور مىكنند ؛ زيرا اگر اندكى در اين‌باره تأمل مىكردند ، مىيافتند كه از باب نمونه كشاورز زحمتكش ما با همه دشوارى ، پنبه را با مبلغى ناچيز در اختيار بيگانگان قرار مىدهد و باز از همين بيگانگان صنعتگر پس از تبديل شدن به مصنوعات گوناگون به بهايى كه شايد چند صد برابر باشد خريدارى مىكند و اين مردم توجه ندارند كه كشاورز زحمتكش كه فرآورده‌هاى كشاورزى را با همه دشوارى به دست آورده ، نزديك به رايگان در اختيار حمالان بيگانه قرار مىدهد . بنابراين اگر به ديده انصاف نگريسته شود ، ما به سبب نادانى تبديل به حمال بيگانگان دانشمند صنعتگر شده‌ايم . با آوردن اين نمونه مىفرمايند : حال توجه فرماييد آيا اين نعمت است كه بايد به خاطر آن از پيشگاه خداوند سپاسگزارى كنيم يا آنكه نقمت و نكبت است كه به سبب بهره نبردن از نيروى خدادادى گرفتار خشم الهى شده‌ايم ؟ حال كه نعمت عقل را ناديده گرفتيم و از آن در راه كسب دانش بهره نبرديم و در عالم جهل و بىخبرى از قدرت علم هم بازمانديم ، جا دارد از خواب غفلت و نادانى به در آييم و از پيشگاه مقدس الهى پوزش بخواهيم و بگوييم خدايا ما خود به خويشتن ستم كرديم و اكنون به درگاهت عاجزانه سر مىسپاريم و به گناهان خود اعتراف مىكنيم و چنانچه ما را نپذيرى و از ما در نگذرى و